عبد الله قطب بن محيى
328
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
باشد چگونه مرشد لازم نباشد كه باشد ؟ و شفاى دل اهمّ است از شفاى جسم ، براى آنكه شفاى جسم اگر حاصل نشود غايتش هلاك دنيوى باشد و شفاى دل اگر حاصل نشود غايتش هلاك ابدى باشد ، و شتّان ما بين الهلاكين . پس لازم است كه در هر قطر يا در هر بلده على حسب الحاجة مرشدى باشد كه علاج قلوب كند و مردمان را به راه نجات خواند و بر ديگران لازم كه ملازم او باشند ، على قدر الحاجة التّيسير ، به آنكه هفتهاى دو روز يا روزى دو ساعت يا بيشتر يا كمتر به صحبت او روند و ايثار دو روز در ذكر براى آن كرديم كه علماى سلف وصيّت كردهاند كه مؤمن بايد كه هفتهاى دو روز تعلّم علم كند و ظاهرا پنجشنبه و دوشنبه [ را ] پسنديده شمردهاند . و چون اين امر بر اين وجه منتظم باشد ، گناه از همه ساقط باشد و الّا همه گناهكار باشند ، علما براى ترك تعليم و ارشاد و نقض عهد وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَ لا تَكْتُمُونَهُ « 1 » و عوام براى ترك تعلّم و استرشاد و عدم امتثال امر فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ « 2 » و اگر چنين عالم ربانى كه ارشاد حقيقى را شايد نباشد ، همهء عالم گناهكار باشند كه چرا از ايشان كسى در صدد اكتساب اين معنى در نيامده . چرا كه وجود چنين عالم فرض كفايت است و چون فرض كفايت بالكليّه متروك گردد ، همهء خلق عاصى باشند و اگر چنين عالم باشد و آنچه بر وى است از دعاء به حق بجاى آورد ، ديگران كه به صحبت وى نروند و از وى پند نشنوند و علاج امراض دل از كبر و عجب و ريا و بخل و حسد و سخط و حب علوّ و جهل و تقليد و غير و ذلك نينديشند گناهكار باشند و مجرم و محروم يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ « 3 » چرا كه امراض قلب همه محرّمات است و ازاله آن بر همه كس
--> ( 1 ) . سوره آل عمران ، آيه 187 « و [ ياد كن ] هنگامى را كه خداوند از كسانى كه به آنان كتاب داده شده پيمان گرفت كه حتما بايد آن را [ به وضوح ] براى مردم بيان نماييد » . ( 2 ) . سوره نحل ، آيه 43 « پس اگر نمىدانيد ، از پژوهندگان كتابهاى آسمانى جويا شويد » . ( 3 ) . سوره شعراء ، آيههاى 88 و 89 « روزى كه هيچ مال و فرزندى سود نمىدهد ، مگر كسى كه دلى پاك به سوى خدا بياورد » .